شـاید این صفحه همان پنجره رویایی است
...
كه من از شیشه شفاف لغات

روی زیبای تو را می بینم

گاه تابیدن مهتاب حضور و نسیمی كه معطر به تو و شادابی است
می خورد بر تن این پنجره  رویایی

واژه ها می خوانند غزل مستی تو.....شعر بیتابی من
و گل هر كلمه رنگ عشقی دارد
كه در اندیشه من
رنگ چشمان تو است

ای صدایت پر از آرامش روح
و دلت آینه پاك وجود
باورت هست كه من نغمه وصل تو بر لب دارم؟
و به یاد نامت همه شــب تا به سحر بیدارم؟؟؟؟